الفيض الكاشاني
333
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 95 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى ولييّ في اللَّه الشيخ محمّد . گذر از دنيا امّا بعد ؛ آدمى چه كار كند جز آبادان ساختن دار آخرت ، چون قرارگاه او كه جاويد آن جا خواهد بود آن است . و چگونه نقد خويش صرف دنيا كند و محصول خويش در آن به كار برد و چون دنيا او را گذرگاهى است . امّا چون در ابتداء آدمى كودك آفريده شود و كودكى را تنگ چشمى لازم است ، همّت او به آن نرسد كه جايى كه مدت هفتاد هشتاد سال در آن جا بايد بود آن را به گذرگاهى گيرد ، هر آينه آن را قرارگاهى پندارد و به تمام همّت و قوّت خود متوجّه آن گردد . ليكن نتوان كه آدمى دايم كودك باشد ، آخر ديده خود بربايد گشود كه امر را چنان كه هست ببيند كه آدمى اگر به جسم خُرد است اما به خِرَد بزرگ است و اگرچه تن او از عالم ، قطرهاى است از بحرى و رشحهاى است از نهرى ، جان او نسبت با عالم ، بحرى است با قطره . و اگرچه ابتداءً طفلِ روح از شير پستان دايهء تن خورد امّا در انتها كه هنگام قيام روح در رسد كنيزكِ تن نوالهخوارى در خوان احسان روح نموده « إنْ تَلِدْ أَمةٌ رَبّتْها » « 1 » بر طبق نمودار آيد . خنك آن كس كه او را از اين سقطه ، « 2 » قيام و بعد از اين ذل ، چنان احترام روزى گردد و ديدهء « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ
--> ( 1 ) . اگر كنيزك بزايد خود مىپروراند . ( 2 ) . سقطه : لغزش .